
پيش از اينها فكر مي كردم خدا
خانه اي دارد كنار ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتي از الماس و خشتي از طلا
پايه ها ي برجش از عاج و بلور
برسر تختي نشسته با غرور
ماه، برق كوچكي از تاج او
هر ستاره، پولكي از تاج او
اطلس پيراهن او، آسمان
نقش روي دامن او، كهكشان
رعد و برق شب، طنين خنده اش
سيل و توفان، نعره توفنده اش
دكمه پيراهن او، آفتاب
برق تيغ و خنجر او، ماهتاب
پيش از اينها خاطرم دلگير بود
از خدا، در ذهنم اين تصوير بود
آن خدا بي رحم بود و خشمگين
خانه اش در آسمان، دور از زمين
بود، اما در ميان ما نبود
مهربان و ساده و زيبا نبود
در دل او دوستي جايي نداشت
مهرباني هيج معنايي نداشت
هرچه مي پرسيدم، از خود، از خدا
از زمين، از آسمان، از ابرها
زود مي گفتند: اين كار خداست
پرس و جو از كار او كاري خطاست
هر چه مي پرسي، جوابش آتش است
آب اگر خوردي، عذابش آتش است
تا ببندي چشم، كورت مي كند
تا شدي نزديك، دورت مي كند
كج گشودي دست، سنگت مي كند
كج نهادي پاي، لنگت مي كند
با همين قصه، دلم مشغول بود
خوابهايم، خواب ديو و غول بود
خواب مي ديدم كه غرق آتشم
در دهان شعله هاي سركشم
در دهان اژدهايي خشمگين
برسرم باران گُرزِ آتشين
محو مي شد نعره هايم، بي صدا
در طنين خنده خشم خدا...
نيت من، در نماز و در دعا

به ادامه مطلب بروید
می گیره و اون رو به شکل سون
سگمنت(مثل ساعت دیجیتالی) نشون می ده. توضیحات هم داخل
خود برنامه نوشته شده ولی اگه
جایی مشکل داشتید خبر بدید توضیح بدم.
کد برامه در ادامه مطلب
آسیب دید. عابرانی که رد
میشدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای
پیرمرد را پانسمان کردند
سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده
باشد. پیرمرد غمگین شد و
گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیلش را
پرسیدند.
پیرمرد گفت زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا میروم و صبحانه را با
او میخورم. نمیخواهم
دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر میدهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی
متأسفم. او آلزایمر دارد. ![]()
چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمیشناسد! پرستار با حیرت
گفت: وقتی که نمی داند شما
چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او میروید؟
پیرمرد با صدایی گرفته، به
آرامی گفت: اما من که میدانم او چه کسی است![]()

ايتنا - به گفته يك کارشناس اینترنت، این اختلالات از ظهر دیروز(چهارشنبه) تاکنون به اوج خود رسیده به نحوی که امکان خدماترسانی به کاربران خاصه از صبح امروز حوالی ساعت 07:50 تا لحظه مخابره خبر تقریبا غیرممکن است.
به ادامه مطلب بروید
در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر شوهرش می باشد
به ادامه مطلب بروید

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.
و اکنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي اسماعيل تو کيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟
اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها " يش را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا " پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او، کور و کرت مي کند ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد. در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يک حالت، يک وضع، و حتي، يک " نقطه ضعف"!

سایتی که قصد معرفی آن را داریم به شیوه ای باور نکردنی ، اس ام اس را از طرف گوشی شما ارسال می کند …..دقیقا مثل اینکه شما با گوشی خودتان اقدام به ارسال SMS کرده اید …. طرف مقابل شماره ارسال کننده را شماره موبایل شما خواهد دید …. نه ۳۰۰۰۰ و غیره ….
توجه: دقت داشته باشید ، فقط عزیزانی که از اپراتور اول تلفن همراه استفاده می کنند قادر به ثبت نام در این سایت هستند .
مزیت دیگر این سایت اینه چون اس ام اس رو از طرف گوشی شما ارسال می کنه اگر طرف به اس ام اس شما جواب بدهد جواب آن به دستان خواهد رسید در صورتی که در دیگر سیستمها به دلیل استفاده از شماره های شرکتهای ارسال اس ام اس ، پیام در صورت جواب داده شدن به دست شما نمی رسه !
▪ اس ام اس هایی بدون تبلیغات :
مزیت دوم و بسیارعالی این سایت ، ارسال sms هایی بدون تبلیغات است …. که مطمئنا میتونه جالب باشه . شما خودتون سایتی رو سراغ دارید که بدون هیچ تبلیغی بتونید اس ام اس رایگان باهاش بزنید ؟ مطمئنا نه !
بقیه در ادامه مطلب...
اس های مناسبتی برای عید قربان در وبلاگ

گام 1. همیشه صحبت های خود را دوستانه آغاز کنید .
گام 2. همیشه برای اینکه بهترین نتیجه را از بحث و مجادله بگیرید, سعی کنید از شرکت درآن بپرهیزید.
گام3 . به عقاید دیگران احترام بگذارید و هرگز از عبارت تو اشتباه میکنی استفاده نکنید .
گام 4 . اگر خطایی از شما سر زد با قاطعیت به ان اعتراف کنید . اعتماد به نفس داشته باشید و بدانید که انسان جایز الخطا است.
گام 5. این باور را به دیگران القا کنید که قدرت زیادی دارند و برای خود کسی هستند و در انجام این کار نهایت صداقت را داشته باشید.
گام 6. سعی کنید از راه های مناسبی برای کسب آرامش استفاده کنید تا دیگران برای شریک شدن در آرامشتان به سوی شما بیایند .
گام 7. باور ها و علایق سایرین را همان گونه که هستند بپذیرید چرا که هرکس از دید خود بهترین است .
گام 8. همواره به سوی انگیزه های بهتر و قوی تر بروید تا بهترین باشید .
گام 9. خالصانه به هر اتفاقی از دید دیگران نگاه کنید و تک محور نباشید .
گام10. اجازه بدهید همیشه دیگران بیش از شما صحبت کنند
چگونه یک زن رو خوشحال کنیم ؟!
براي خوشحال کردن يک زن...
يک مرد فقط نياز دارد که اين موارد باشد :
1. يک دوست
2. يک همدم
3. يک عاشق
4. يک برادر
..........................
ادامه مطلب رو ببینید

در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود.
و کلمه، بی زبانی که بخواندش، و بی اندیشه ای که بداندش، چگونه می تواند بود؟
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود،
و با نبودن، چگونه می توان بودن؟
و خدا بود و، با او، عدم،
و عدم گوش نداشت،
حرفهایی هست برای گفتن،
که اگر گوشی نبود، نمی گوییم،
و حرفهایی هست برای نگفتن،
حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند.
حرفهایی شگفت، زیبا و اهورایی همین هایند،
و سرمایه ماورایی هرکسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد،
حرفهای بیتاب و طاقت فرسا،
که همچون زبانه های بیقرار آتشند،
و کلماتش، هریک، انفجاری را به بند کشیده اند،
کلماتی که پاره های بودن آدمی اند...
اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند،
اگر یافتند، یافته می شوند...
و ...
در صمیم وجدان او، آرام می گیرند.
و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند،
واگراوراگم کردند، روح راازدورن به آتش می کشندو، دمادم، حریق های دهشتناک عذاب
برمی افروزند.
و خدا، برای نگفتن حرفهای بسیار داشت،
که در بیکرانگی دلش موج می زد و بیقرارش می کرد.
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد؟
هرکسی گمشده ای دارد،
و خدا گمشده ای داشت.
هرکسی دوتاست و خدا یکی بود.
هرکسی، به اندازه ای که احساسش می کنند، هست.
هرکسی را نه بدانگونه که هست، احساس می کنند.
بدانگونه که احساسش می کنند، هست.
انسان یک لفظ است،
که بر زبان آشنا می گذرد،
و بودن خویش را از زبان دوست، می شنود.
هرکسی کلمه ای است:
که از عقیم ماندن می هراسد،
و در خفقان جنین، خون می خورد،
و کلمه مسیح است،
و در آغاز، هیچ نبود،
کلمه بود،
و آن کلمه، خدا بود




