تبليغاتX
دختری به نام آلبالو×××شایدم پسر

دختری به نام آلبالو×××شایدم پسر

نوشت ؟!!!!
بنویسم ؟

ننویسم ؟

مینویسم ؟

نمینویسم ؟

میگم ؟

میگه ؟

نمیگه ؟

میرم ؟

میره ؟

نمیره ؟

چی میگه؟

چی مینویسه ؟

چی داره که بنویسه ؟

برای چی داره مینوسه؟

بنویسه که چی بشه ؟

ننویسه چی میشه ؟

مینویسه ؟

نه


اون هیچ وقت نمینویسه

چیز ی نداره بنویسه

حرفاشو دیگه دفن می کنه !!!

هر روز سر خاک حرفاش می ره تا مبادا کسی اونارو ببینده و بخونه و یا بشنوه

خاک هم به حرف میاد ، صبر اونم تموم میشه

باید مراقب باشه نا اونم ساکت کنه !!!!

روزگار بدیه

خیلی بد !!
+نوشته شده در یکشنبه 22 آذر1388ساعت2:2 قبل از ظهرتوسط مجید |
قاصدک ......
شک ندارم این شعر استاد مهدی اخوان ثالت رو اکثرا خوندین

 

این رو از خسروان موسیقی ایران یعنی استاد محمد رضا شجریانو همایون شجریان شنیدم واقعا فوق العادن این دو یعنی در حالت طبیعی این شعر خودش عالیه و با صدای این دو استاد هوش از سرتون میبره لینک هر دو استاد رو براتون میزارم اگر دوست داشتیم دانلود کنید و لذت ببرید .



قاصدک هان! چه خبر آوردی
از کجا وز که خبر آوردی
خوش خبر باشی اما .. اما
گرد بام و در من بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه زیاری
نه ز دیار و دیاری
باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک در دل من
همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب !!!

قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که فریبی تو فریب
که دروغی تو دروغ

قاصدک هان!
ولی
راستی آیا رفتی با باد؟
با تو ام آی کجا رفتی آی!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم
خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک، قاصدک، قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند
مهدی اخوان ثالث (م-امید)


لینک استاد شجریان در یوتیوب
http://www.youtube.com/watch?v=rOymCpkdPv8
لینک همایون در مراسم تدفین http://www.youtube.com/watch?v=6dRa-r1mTeM

+نوشته شده در شنبه 21 آذر1388ساعت1:58 قبل از ظهرتوسط مجید |
سنگ فرش
داشتم تو سایت ها میگشتم دلم هم گرفته بود ، یهو چشمم افتاد به این شعر زیبا از استاد برزگ احمد شاملو گفتم برای شما دوستان هم بزارم خالی از لطف نیست

یاران ناشناخته ام
چون اختران سوخته
چندان به خاک تيره فرو ريختند سرد
که گفتی
 
............
ادامه مطلب
+نوشته شده در جمعه 20 آذر1388ساعت8:54 بعد از ظهرتوسط مجید |
دی هیدروژن مونو اکسید
دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می گذراند
به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت
او در پروژه ی خود از 50 نفر خواسته بودتا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده ی شیمیایی "دی هیدروژن مونوکسید" توسط دولت را امضا کنند
و برای این خواست خود دلایل زیر را عنوان کرده بود
1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود
2-یکی از ترکیبات اصلی باران اسیدی است
3-وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است
4-استشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می شود
5-باعث فرسایش اجسام می شود
6-حتی روی ترمز اتومبیل ها اثر منفی می گذارد
7- در تومورهای سرطانی یافت شده است
از 50 نفر فوق 43 نفر دادخواست را امضا کردند
6نفر به طور کلی علاقه ای نشان
ندادو اما فقط یک نفر می دانست که
ماده ی شیمیایی "دی هیدروژن مونوکسید" در واقع همان آب است
عنوان پروژه ی دانشجوی فوق
"ما چقدر زودباور هستیم" بود
+نوشته شده در جمعه 20 آذر1388ساعت2:2 قبل از ظهرتوسط مجید |
مصاحبه : دو جنسه
نوشته شده توسط یکی از خبرنگاران(نام محفوظ) واحد مرکزی خبر :
نامش علیرضاست و فامیلی مستعارش امینی . نمیدانم مشهدی است یا زاهدانی . فقط می‌دانم که بین دوستان نزدیکش به دو جنسه معروف است. با او در یک کافی‌شاپ در مشهد قرار می‌گذارم. چون مطالبم را در روزنامه می‌خواند، اعتماد می‌کند و می‌گوید که حتما می‌آید. قول می‌دهم از او عکس نگیرم. وقت انتشار مصاحبه همزمان شد با سفرش به کربلا . خودش الان آنجاست و من این مصاحبه را منتشر میکنم :

چند سال داری؟

متولد ۶۸ هستم.

تحصیلاتت چقدر است؟

فوق دیپلم کامپیوترم را دارم میگیرم.

در دوران تحصیل مشکلی نداشته ای؟

نه .

 کسی اذیتت نمی‌کرد؟

 

...........................

ادامه مطلب
+نوشته شده در پنجشنبه 19 آذر1388ساعت2:57 قبل از ظهرتوسط مجید |
بگشا پنجره را.....

    به چه می اندیشی ؟
    به فراق دل درمانده خویش
    ز سر خستگی از شوق تمنای وصال
    به نبود گل سرخ ، در دل دشت نیاز
    چه نوازش هایی سرد بدون احساس

    از دلت حرف بزن
    با دو چشمان سیاهت ، پرده بردار ز اسرار مگوی دل خویش
    و سکوتت بشکن
    تو فقط صحبت کن
    گوش دادن با من

    بگشا پنجره ی شوقت را
    قلب من لمس کن و
    دست هایم بفشار
    تو برای شب این فاصله ها
    روشنی ، نور بیار

    +نوشته شده در یکشنبه 15 آذر1388ساعت2:4 قبل از ظهرتوسط مجید |
    دونقل از ~~~ نورمن وینست پیل~~~~
    شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود

    &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
    در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.







    &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
    هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید
    +نوشته شده در جمعه 13 آذر1388ساعت1:52 قبل از ظهرتوسط مجید |
    فرق عروسی رفتن پسرها و دخترها .. !
    فرق عروسی رفتن پسرها و دخترها .. !




    عروسی رفتن دخترها:

    .........


    عروسی رفتن پسرها:
    .........
    ادامه مطلب
    +نوشته شده در سه شنبه 26 آبان1388ساعت5:58 بعد از ظهرتوسط مجید |
    نام‌های مستعار باشگاه‌های اروپائی
    این نام‌ها برخی اوقات حتی از نام‌های واقعی نیز محبوب‌تر و

     پرکاربردتر هستند، به‌گونه‌ای که جایگزین اسامی واقعی می‌شوند.

    اسامی مستعار می‌توانند خنده‌دار و مضحک و یا توهین‌آمیز و غیرمؤدبانه باشند.

     

    ● آلمان
    ▪ اف.ث.هالیوود ............. بایرن‌مونیخ‌
    ▪ کره‌اسب‌ها ............... بروسیا دورتموند

    ادامه مطلب بروید.........

    +نوشته شده در یکشنبه 24 آبان1388ساعت11:50 بعد از ظهرتوسط مجید |
    "هفت تكنيك براى شيره ماليدن سر رئيس!!! "
    - سعي كنيد هنگام تردد در راهروهاي اداره هميشه پرونده زير بغل داشته باشيد: به اين ترتيب به نظر، كارمند سخت كوشي مي‌‌رسيد كه قرار است در جلسه مهمي شركت كند. كساني كه دست خالي اين طرف و آن طرف مي‌‌روند عاطل و باطل به نظر مي‌‌رسند و تصور عموم از كساني كه «روزنامه» زير بغل دارند اين است كه از زير كار در مي‌‌روند و به جاي آن وقت خود را صرف خواندن روزنامه و حل جداولش مي‌‌كنند.

    - براي اين كه به نظر برسد سرتان شلوغ است: از رايانه استفاده كنيد. استفاده از رايانه در نگاه خيلي از كساني كه چشمشان به شما مي‌افتد مترادف «كار» است در حالي كه شما مي‌‌توانيد فرصت را مغتنم شمرده و ايميل‌هاي شخصي خود را دريافت و ارسال نماييد، چت كنيد، در مورد موضوعات مورد علاقه خود search نماييد، وبلاگ‌ها و سايت‌هاي مورد علاقه خود را نگاه كنيد و بدون اينكه ذره‌اي كار انجام داده باشيد حسابي خوش بگذرانيد و اگر زماني توسط رييستان گير افتاديد (كه حتما گير مي‌افتيد) بهترين دفاع اين است كه ادعا كنيد در حال يادگيري نرم‌افزار جديدي هستيد كه به نوعي به كارتان مرتبط است.

    - ميز كارتان را به هم بريزيد: اطراف خودتان را حسابي با اسناد، جزوات و اوراق پركنيد. در نگاه افراد حجم كاري كه ديده مي‌‌شود مهم است. اگر مي‌‌دانيد قرار است كسي در دفتر كارتان در مورد كارش با شما ديدار داشته باشد اسناد و مدارك مربوط به او را در ميان اوراق خود گم و گور كنيد و بعد در حضور او دنبالشان بگرديد.

    - از منشي تلفني استفاده كنيد و حتي‌المقدور به تماس‌ها پاسخ ندهيد: افراد براي اين كه چيزي به شما بدهند با شما تماس نمي‌‌گيرند، آن ها تماس مي‌‌گيرند تا شما برايشان كاري انجام دهيد و فقط بلدند براي شما دردسر بسازند و اين منصفانه نيست!

    - ظاهري آشفته و پريشان داشته باشيد: ظاهر پريشان شما رييستان را متقاعد مي‌‌كند كه سر شما حسابي شلوغ است.

    - كاري كنيد كه به نظر برسد تا ديروقت كار مي‌‌كنيد: هميشه دير دفتر را ترك كنيد به خصوص زماني كه رييستان در اداره است. مي‌‌توانيد از اين فرصت براي خواندن مجلات، كتاب‌ها و سرگرمي‌هاي اين چنيني كه هميشه قصد مطالعه‌شان را داشتيد ولي فرصت نكرده‌ايد استفاده كنيد.

    - آه بكشيد: زماني كه افراد زيادي اطرافتان هستند وانمود كنيد داريد به سختي كار مي‌‌كنيد و بعد با صداي بلند طوري كه همه بشنوند آه بكشيد. تصور حجم بالاي كاري كه داريد انجام مي‌‌دهيد آن ها را تحت تاثير قرار خواهد داد.

    همین...تموم شد...!
    +نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت11:25 بعد از ظهرتوسط مجید |
    کل کل شعری حمید مصدق و فروغ فرخ زاد در شعر معروف سیب
    ’حمید مصدق خرداد 1343″

    تو به من خندیدی و نمی دانستی
    من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
    باغبان از پی من تند دوید
    سیب را دست تو دید
    غضب آلود به من کرد نگاه
    سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
    و تو رفتی و هنوز،
    سالهاست که در گوش من آرام آرام
    خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
    و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
    که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت

    “جواب زیبای فروغ فرخ زاد به حمید مصدق”

    من به تو خندیدم
    چون که می دانستم
    تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
    پدرم از پی تو تند دوید
    و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه
    پدر پیر من است
    من به تو خندیدم
    تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
    بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
    سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
    دل من گفت: برو
    چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را….
    و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام
    حیرت و بغض تو تکرار کنان
    می دهد آزارم
    و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
    که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت
    +نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388ساعت9:26 بعد از ظهرتوسط مجید |
    چه جوری میفهمی که الان در سال 2009 هستی؟
    (1)
    You find out that your family
    that is not more than 3 people have 4 or 5 mobile telephone numbers
    یهو نگاه میکنی میبینی خانواده ات که 3 نفر بیشتر نیستن ؛ 4 یا 5 خط موبایل دارن

    (2)
    You send an Email to a work colleague even though
    he/she is sitting at a desk right next to yours
    واسه همکارت ایمیل میفرستی در حالی که میز بغل دستی تو نشسته

    .......

    ادامه مطلب
    +نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعت10:34 بعد از ظهرتوسط مجید |
    من و بابام

    وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شدیعنی ۱۶ برابر من وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر من می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم

    +نوشته شده در پنجشنبه 2 مهر1388ساعت11:28 بعد از ظهرتوسط مجید |
    دختر خوب (عکس)

    +نوشته شده در شنبه 28 شهریور1388ساعت2:20 بعد از ظهرتوسط مجید |
    طرز ترك دادن شوهر سيگاري 100 درصد عملي
    از زبان خانومي كه شوهرشو ترك داده :
    من بعد از خوندن صحبتهاي معاون سلامت تصميم به وادار كردن شوهرم به ترك سيگار كردم و بسرعت برگه اي برداشتم و مطالب زير رو در اون نوشتم و به در يخچال چسبوندم.
    از امروز تصميم گرفتم تو رو به ترك سيگار وادار كنم و به همين خاطر قوانين زير از همين الآن در خانه لازم الاجرا مي باشد:
    - قانون شماره 1: هر روزي كه لباسهات بوي سيگار بده به يكي از مجازاتهاي زير (البته به انتخاب خودت) محكوم مي شوي:
    1- شستن ظرفهاي ناهار و شام
    2- خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
    3- دعوت مامانم اينا و داداشم اينا براي صرف ناهار(كه به احتمال 99 درصد براي صرف شام هم مي مونند!)
    تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافيه و نمي توني اون رو انتخاب كني، چون تو اين كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به اين خاطر كه وظيفه ات است هر روز انجام مي دي!!

    - قانون شماره 2: اگه توي جيبت كبريت يا سيگار پيدا كنم، يكي از چهار عمل زير رو باز هم به انتخاب خودت عملي مي كنم:
    1- قهر مي كنم مي رم خونه مامانم اينا و بعد ده روز و پس از يه عالمه منت كشي برمي گردم خونه.
    2- يك گردنبند، دستبند، النگو و يا يك مورد مشابه اينا به انتخاب خودم بايد برام بخري!!
    3- خودت بگو با ملاقه بزنم يا كفگير؟!
    4- با همون كبريت و به كمك مقداري مواد آتش زا تنبيهت مي كنم.

    تبصره: خودت مي دوني من از اين سوسول بازيها خوشم نمي آد پس گزينه اول منتفيه، ديگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگيرام كج و كنجول شدن و ديگه حيفم مي آد وسايل آشپزخونه رو خراب كنم، گزينه آخري هم وجداني خيلي خشونت داره و به علت اين كه بچه مون هفت سالشه و ديدن اين صحنه ها براي بچه هاي زير 12 سال مناسب نيست اين گزينه رو هم نمي توني انتخاب كني، پس فقط مي مونه گزينه دوم ...!!
    - قانون شماره 3: در صورتي كه يقين حاصل كنم سيگار رو ترك كردي، مي توني يكي از موارد زير رو به عنوان جايزه انتخاب كني:
    1- به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشي.
    2- به عنوان تلافي اين چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم يك بار با ملاقه بزني تو سرم!
    تبصره: گزينه اول الكيه و نمي توني انتخابش كني، چون مي ترسم بد عادت بشي و تنبل و تن پرور بار بيآي!!
    اگه هم جرأت داري گزينه دوم رو انتخاب كن!!
    "با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت"
    - بازم همون خانومه: شوهرم بعد يك هفته به اين نتيجه رسيد به نفعشه سيگار رو ترك كنه! (چون با سر بانداژ شده بايد از خونه بيرون مي رفت و جيبش شده بود پر چك برگشتي)
    +نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور1388ساعت7:0 بعد از ظهرتوسط مجید |